(وقتى رحمت الهى(باران) قطع شود و چشمه ها و قناتها بخشکد و کمبود آب پدید آید، براى نزول رحمت الهى و آمدن باران، نماز میخوانند. نام این نماز، نماز استسقاء، یا نماز باران است.
این نیز، یک درس توحیدى و توجه دادن به قدرت و رحمت الهى است، زیرا در خشکسالى و قحطى و بى آبى،از دست هیچکس، کارى بر نمی آید، تنها خداست که میتواند با فرستادن ابرهاى بارانزا، رحمت خویش را بر سر مردم بگسترد.
بى آبى یک منطقه و نیامدن باران، نشان از قهر خداوند و گاهى به سبب گناهانى است که مردم جامعه انجام میدهند. پس توجه به خدا و گریه و التماس و توبه و تضرع، سبب میشود خداوند عنایت کند و کم آبى را برطرف سازد. نماز باران براى جلب رحمت خداوند است.
از آنجا که این نماز، براى جلب رحمت پروردگار است، در مستحبات آن امورى ذکر شده که همه،حالت رقت و زارى و نیاز بندگان را میرساند و جلب رحمت میکند.
از جمله:
- بهتر است مردم روز شنبه و یکشنبه و دوشنبه را روزه بگیرند و روز دوشنبه با زبان٬دهان و حالت روزه به صحرا رفته و نماز بخوانند.
- زیر آسمان جمع شوند.
- پا برهنه باشند.
- مردم، منبر را با خود به صحرا ببرند.
- جاى پاکى را براى نماز، انتخاب کنند.
آورده اند:حضرت سلیمان (ع) با اصحاب خود برای نماز باران بیرون میرفت. در راه، به مورچه اى برخورد کرد که یکى از پاهایش را به آسمان بلند کرده بود و میگفت: “خدایا! ما مخلوقات ضعیف تو هستیم و از روزى تو بىنیاز نیستیم، پس به سبب گناهان بنىآدم، ما را به هلاکت مرسان.حضرت سلیمان (ع) به اصحاب خود فرمود: برگردید! همانا بهخاطر دعاى غیر خودتان سیراب شدید.
البته این نماز، از آنجهت حساسیت دارد که اگر خداوند، دعاها را مستجاب نکند و باران نفرستد، مایه شرمندگى نمازگزاران میشود که خدا به آنان توجه ننموده است. از این جهت، اقدام به این نماز، جرات و ایثارى در حد مایه گذاشتن از آبرو میطلبد.)
اما...
پ.ن: ــ خدایا ما مردمان «رویدر شهر»نه نای برهنه راه رفتن داریم و نه حال و حوصله ی روزه گرفتن
صحرا که نه٬ولی منبر را با خود به چمن های مصنوعی بریدم تا به هرحال زیر آسمان بوده باشیم!
در آخر نمی دانیم واقعا توبه کردیم یا نه!
به هر حال اگر باز هم بر ما باران نفرستی٬هیچ که پیش تو احساس شرمندگی و بی آبرویی نمی کنیم
بلکه آنقدر گستاخ هستیم که از سگ های گرسنه ای که به سبب گناهان ما از خشکی صحرا به شهر رو آورده اند با ذوق و شوقی احمقانه عکس یادگاری بگیريم!