رویدرم؟
شاعری کِ شعرهاشو توی مبایل ذخیره کرد
وَخ نبود،حتی واسه گرفتِن قلم بِ دَس
قسم بِ رَخ،،،کِ زیرِ سایه ش بزرگ شدم
قسم بِ نخل،،،کِ از عصارَش دُرُس شدم
قسم بِ این خاک،قسم بِ پنج حرفِش
شکسته میشم از شکفتن دردِش
رویدرم؟
ای زااااادگاهم؟
من طاقتِ اَخمهاتو نداشتم
از چشم ها اُفتادم با نِگاشتن
و باز برای تو ریختم اشک
من خستم از ریختم،خستم از این اشک
من خواستم اَخمات از هم واشه
نَ خودنمایی با نگاشتن واژه
من اشک شدم،توی چشمِ خستت
من حرف شدم،توی حلقِ بستت
من بی اعتنایي های مردُمِت رو،اُستادم
اشک ریختم و از چشم ها اُفتادم
از چشمهایی کِ از یک خون و یک رَگ
از مردمی که شریکن جون از رُطَب
من حکمت این رفتار را درک کردم
من برای همیشه اینجا را ترک کردم.
-معذرت از همه ی کسانی که از قلم اشک ناخوش بودن.
-ممنون از همه ی اونایی که پشتم وایسادن.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت 20:23 توسط Ashk
|
اینا همه تجربست ....